سخن رئیس‌ جمهور

لازم است ما انتخاباتی داشته باشیم که با شفافیت کامل و در فضای رقابت عادلانه، مساویانه و منصفانه میان همه نامزدها برگزار شود، و از هرگونه دخالت مسؤولین دولتی، اعم از ولسوال‌ها، قوماندان‌های امنیه، والیان و تمام سطوح دولت و دیگر جهت‌های ذی‌نفع به شدت و قاطعیت جلوگیری شود

ادامه سخن

تاریخچه ارگ

کابل شهری است با تاریخی کهن که مامن پادشاهان و امرای بسیاری بوده است. در گذشته حصاری آن را در بر می گرفت … ادامه مطلب

اداره څارنوالی

 سیر تاریخی لویه څارنوالی در افغانستان

تعریف څارنوالی:

څارنوالی واژه پشتو است، و از"څارنه" گرفته شده است. معنای  آن به دری؛ نظارت، مشاهده، تدقیق و ارزیابی می باشد. مفهوم آن اینست که بر یک موضوع و یا یک شی بعد از غور و بررسی این عمل اجراشود.

څارنوال: به شخص گفته می شود که ازسوی حکومت بخاطرتطبیق یکسان قانون مؤظف و گماشته شده است.

در کشور ما هرمأموریکه دربخش مسلکی څارنوالی وظیفه اجرا می نماید، څارنوال گفته می شود. څارنوال دردوره های مختلف بنام های مختلف زیر نیز آمده است:

·          مدعی العموم

·         مدعی حق الله

·         وکیل اثبات جرم

·         وکیل دعوی

·         وکیل پادشاه

·         خصم شریف

برخی ازحقوقدانان به این باور اند که این اداره قبل از قرن۱۴درشهرروم به میان آمد، و بنام وکیل پادشاه یاد میشد. درابتدا مرتکبان جرایم؛ ارتداد ازدین مسیحیت وجرایم خیانت به اموال دولت را بخاطر تحقیق وتعقیب به څارنوالی می سپردند. برخی دیگر از حقوقدانان گفته اند، څارنوالی درقرن ۱۴ میلادی درکشور فرانسه به میان آمده است. بعداً این اداره انکشاف کرد، ودرقرن۱۶ تقریباً حیثیت څارنوالی امروزی را در اروپا کسب کرد.

سپس بخاطر ضرورت در آن زمان، هرکشور این کار را انجام داد. هدف اصلی آن در جوامع یاکشورها، جلوگیری از قضایای جنایی، نگهبانی از حقوق فردی واجتماعی بود. دولت ها در قوانین اساسی خود، اداره ی را زیر نام څارنوالی جا داده اند.

صلاحیت و قدرت این اداره، در هر کشوری ویژگی های خودش را داشت. بادرنظر گرفتن خصوصیات و شرایط، نظام حقوقی خویش راعیاروآماده ساختند. در معنی و مفهوم کلمات څارنوال وڅارنوالی، فرقی  وجود ندارد. ممکن در بعضی کشورها در گذشته هاهیچ څارنوال نداشتند؛ اما این وظیفه راکسی دیگر، بنام وبشکل دیگرانجام میداد.

چنانچه گفته شد، مدعی حق الله، وکیل اثبات جرم، وکیل دعوی، مدعی العموم، خصم شریف یاڅارنوال به لحاظ مفهوم وهدف یکسان شمرده می شوند. تنهابه لحاظ سیستم ساختاری دولت، موقف وصلاحیت های قانونی آنان فرق میکند. در واقع څارنوال مردم را از سرکشی قانون ممانعت میکند.

.روش تحقیق ومحاکمه که بنام اصول محاکمات جزایی یاد میشود؛ اما درطول تاریخ متفاوت بوده است. تقریباً سه روش کُلی برای رسیده گی جزایی درطول تاریخ مشاهده شده است
 

څارنوالی در افغانستان:
در افغانستان اما مطابق به حکم قرآن کریم، از همان آغاز در پرتو اصول قرآن در دوره ی خلافت خلیفه سوم مسلمانان حضرت عثمان «رض » ایجاد شد. سپس با ظهور حضرت امام ابوحنیفه کوفی و عالم فقه اسلامی مطابق اصول آن مذهب قضات محاکم این بلاد اسلامی عمل کرده اند.
بلاخره در سال 1300 هـ .ش نظام نامه تشکیلات اساسی نشر و نافذ گردید. در مرکز شورای دولتی، و در ولایات حکومت اعلی و کیلان مجالس مشوره، تأسیس گردید. و محاکم مأموران به شورای دولتی مجالس مشاوره تعلق گرفت . بناً به منظور تعقیب اتهامات در مراحل مختلف محاکماتی به وکلای اثبات جرم ضرورت بود تا به منظور تعقیب و اقامه دعوی علیه مأموران تحت اتهام منحیث وکیل اثبات جرم عرض اندام نماید.
بعداً زمان ایجاب میکرد که باید مدعی در قسمت حقوق الله وجود داشته باشد. ضرورت اصل ضمایم را در نظامــنامه تشکیلات اساسی افغانستان مساعد ساخت.  برای بار اول وکیل اثبات جرم نامبرده شد.
مطابق ضمیمه مذکور، وکیل اثبات جرم در مرکز، از سوی وزارت عدلیه و در ولایات ازسوی نایب الحکومه یا حاکم اعلی تعیین میشد.
سپس در قانون اساسی 1343هجری خورشیدی، اداره ی مدعی العمومیت منحیث یک اداره رسمی دولتی ایجاد شد. در ماده 103 به محتوای ذیل تسجیل گردید: "تحقیق جرایم از طرف مدعی العموم که جز قوه اجراییه دولت است، مطابق به احکام این قانون صورت میگرد."
در قانون اساسی 1343 هجری خورشیدی در فصل قضا به لحاظ تشابه وظیفه ای بنا به تعاریف حقوق که اتحاد بین سلط اتهام، و محاکمه که به عنوان قضا واقف و قضای جالس یاد گردید. به قضای واقف عنوان قضای اتهام و به قضای جالس عنوان قضای محاکمه داده اند.
قانون تنظیم امور څارنوالی در تاریخ 26 عقرب 1343خورشیدی در 24 ماده نافذ و در شماره 17 جریده رسمی نشر گردید. این قانون څارنوالی را بحیث اداره عالی څارنوالی
اداره مدعی العمومیت و لوی څارنوال را بحــیث مـــدعی العمــوم افغانستان معرفی کرده است.
 
شرح ماموریت
هدف لوی ثارنوالی ارایه خدمات بدون تبعیض به تمام مرد افغانستان است این خدمات از طریق دفاع از حق دسترسی به امنیت و مصئونیت آنان و تضمین عدالت بیطرفی و انصاف حین تحقیق و تعقیب عدلی میباشد این امر نیازمند نظارت از تطبیق یکسان قوانین میباشد تا امنیت تامین و نظم و ثبات تحکیم یابد از این رهگذر میتواند موفقیت ها بیشتری در راستای حاکمیت و قانون و رشد سطح زندگی مردم افغانستان بدست آورد
نگاهی به قوانین اساسی افغانستان در ادوار مختلف و جایگاه څارنوالی در آن:
اولین قانون اساسی در افغانستان پس از استقلال کشور در زمان امیر امان الله خان در سال 1301 خورشیدی بنام نظام نامه اساسی دولت افغانستان، تدوین و در لویه جرگه که در شهر جلال آباد برگزار گردید، تصویب شد. چون نمایندگان تمام ولایت کشور در آن حضور نداشتند، تصویب نظام نامه به جرگه دیگری به تعویق افتاد. در سال 1303 شمسی لویه جرگه دیگر درمنطقه پغمان ولایت کابل برگزارشد. در این جرگه، 1 هزار و5 صد و4 تن از نمایندهای مردم اشتراک کرده بودند. قانون اساسی را که در 73 ماده تدوین شده بود از سوی لویه جرگه به تصویب رسید. در این نظام نامه تشکیلات اساسی ، در فصل اول آن از  "اداره مستقله طبیه" نام برده شده بود که به شرح زیر است:
1-    وزارت حربیه.
2-    وزارت خارجه.
3-    وزارت داخله.
4-    وزارت عدلیه.
5-    وزارت معارف.
6-    وزارت مالیه.
7-    وزارت تجارت.
در احکام مندرج در بخش وزارت عدلیه، در نظام نامه تشکیلات اساسی، چنین بنظر میرسد که بخش کلی و اساسی فعالیت وزارت عدلیه را وظایف مربوط به قوه قضاییه و تشکیلات قوه قضاییه تشکیل داده است. در افغانستان برای منظم کردن امورعدلیه و قوه انظباطیه وزارت عدلیه مأمور است. قوه عدلیه افغانستان را هیأت عمومیه محکمه های عدلیه افغانستان بوجود می آورد. محکمه های افغانستان بنام محکمه ابتدائیه و مرافعه بدو قسم تقسیم میشود. علاوه بر آن محکمه اصلاحیه نیز موجود بوده است.
هیأت عدلیه تمیز؛ از یک تن رییس و چهار تن عضو تشکیل شده بود. فیصله های دعاوی حقوقی ، تجاری و جزایی که از محکمه های مرافعه وارد میشد؛ هیأت عدلیه تمیز در مورد آن تصمیم می گرفتند. اینجا ایجاب میکرد تا مدعی در زمینه حقوق الله وجود داشته باشد. به همین دلیل، ضمایمی را در نظامنامه تشکیلات اساسی افغانستان مساعد ساخت، و در این ضمایم برای بار اول از وکیل اثبات جرم نام برده شد.
تحقیقات ابتدایی مجرمان منسوب به وزارت و اداره مستقله که به اداره مربوطه اش می رسد، وزیر و مدیر همان وزارت به گرفتن یک وکیل مجبور بود. وکیل مذکور در مقابل مأمور مجرم، در محکمه مأموران مدعی، اثبات جرم گردد. در ولایات نیز سوی اداره منسوب همان مأمور، وکیل اثبات جرم تعیین می شد.
اگر بر علیه شخصی دعوی مشترک حقوق العباد و حقوق الله در محاکم افغانستان ادعا میشد، وهر گاه مدعی قبل از صدور فیصله غایب می گردید، حقوق الله آن بر اساس ضمیه شماره "24" ماه اسد سال"1305" شمسی، مدعی عمومی یا یک وکیل ازسوی حکام محلی بگونه موقت برای حل این پرونده مأمور بود. حقوق العبد آن را تا زمان حاضر شدن مدعی به تعویق می انداختند.
این نحوه اجراآت تا سال 1308 خورشیدی ادامه داشت. سپس برای مدت کوتاهی با تغییرات در نظام سیاسی کشور، این نحوه ی اجراآت متوقف شد. در سال 1325 اصولنامه محاکمه مأموران ملکیه نشر و نافذ گردید. پس از انفاذ در مرکز یک ریاست عمومی محاکمات مأموران ملکیه تشکیل شد. محکمه ابتدائیه به دعاوی محاکماتی مأموران رسیدگی مینمود. این اجراآت با تشکیلات خاص دیگر تا سال 1343 شمسی ادامه داشت.
دومین قانون اساسی:
دومین قانون اساسی افغانستان در زمان نادر خان تدوین شد. لویه جرگه درسال 1309 خورشیدی برگزار شد، و5 صد و 25 تن به عنوان نماینده مردم در این جرگه اشتراک داشتند.این جرگه 110 اصل را بنام اصول نامه اساسی افغانستان، به تصویب رساندند.
 

http://ago.gov.af/en